کتاب‌هایی درباره دموکراسی در معرض تهدید

والتر، استاد دانشگاه کالیفرنیا در سن دیگو، خاطرنشان می کند که جنگ داخلی در واقع قابل پیش بینی است و ریشه در شرایط خاص دارد. او می‌نویسد: «جنگ‌های داخلی شعله‌ور می‌شوند و به شیوه‌هایی که قابل پیش‌بینی است تشدید می‌شوند. آنها از یک فیلمنامه پیروی می کنند. کتاب او مبتنی بر داده‌ها است، در حالی که کتاب مارکه، روزنامه‌نگار کانادایی، گاهی اوقات به داستان‌های آخرالزمانی طرفداران متوسل می‌شود. اما هر دو موافق هستند که ما شرایط اصلی جنگ داخلی را تجربه می کنیم: جناح بندی قومی، طبقه آسیب دیده از شهروندان و یک رهبر سابق عوام فریب که تهدید به نامزدی مجدد برای انتخابات می کند. والتر استدلال می‌کند که محرک جنگ داخلی اغلب از یک گروه قومی غالب می‌آید که معتقد است کشور «مال آنها» است و اعضای این گروه به‌طور ناعادلانه «تحقیر» شده‌اند. او می نویسد: «در قرن بیست و یکم، خطرناک ترین جناح ها زمانی گروه های مسلطی هستند که با افول مواجه هستند. این فقرا یا مستضعفان نیستند که جنگ های داخلی را امروز آغاز می کنند، بلکه افرادی هستند که زمانی ممتاز بودند که می خواهند کشورشان را پس بگیرند. همانطور که مارکه می گوید، “قبیله گرایی دیگر یک استعاره صرف نیست.”

سیاستمداران مترقی دوست دارند بگویند که تنوع قدرت ماست، اما کتاب مونک یک حقیقت ناراحت کننده را بررسی می کند: سابقه کمی برای موفقیت یک دموکراسی بزرگ و متنوع وجود دارد. در طول تاریخ، دموکراسی ها از آتن تا رم تا ژنو از نظر قومی همگن و نسبتاً کوچک بودند. آزمایش بزرگ عنوان مونک این است که آیا یک دموکراسی ناهمگون مدرن مانند ما می تواند زنده بماند؟ این همان چیزی است که فریم سازان نیز نگران آن بودند.

یادآوری این نکته مهم است که تنوع سیاسی ما یک پدیده اخیر است. در بیشتر تاریخ ما، رنگین پوستان حق دریافت مزایای کامل دموکراسی را نداشتند. آزمایش دموکراتیک با تنوع فقط در اینجا اتفاق نمی افتد. با ورود موج‌های عظیم مهاجران به اروپا، دموکراسی‌های آن سوی اقیانوس اطلس نیز در معرض تهدید گروه‌های راست‌گرا قرار دارند که به دنبال بازگرداندن خلوص قومی و حذف «خارجی‌ها» هستند. در عین حال، باز بودن و تنومند بودن دموکراسی – که توسط رسانه‌های اجتماعی فوق‌العاده است – همیشه در خدمت تنوع نیست. مونک می نویسد: «نهادهای دموکراتیک می توانند به همان اندازه که چالش تنوع را کاهش دهند، تشدید کنند».

بنابراین، آیا بسیاری از آنها می توانند یکی شوند؟ و آیا این هدف یک دموکراسی مدرن است؟ مونک استعاره دیگ ذوب را خیلی ایده آلیستی و استعاره کاسه سالاد را خیلی تکه تکه رد می کند. آینده ای که او متصور است بیشتر شبیه یک پارک عمومی زیبا و پر جنب و جوش است که همه می توانند به طور جداگانه یا با هم از آن لذت ببرند.

در انتشار کلیشه ای شده است که هر چقدر هم که عنوان کتاب شما بدبینانه باشد، باید یک بند به عنوان زیرنویس اضافه کنید: «و چه کاری می توانیم در مورد آن انجام دهیم». مشکل در این مورد این است که آنچه ما می توانیم در مورد افول دموکراتیک انجام دهیم چندان روشن نیست. تشخیص بسیار گسترده تر از درمان های بالقوه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. همه کتاب‌های موجود در این فهرست به نابرابری کمتر، انصاف بیشتر، رسانه‌های اجتماعی کمتر، حقایق بیشتر نیاز دارند. گفتنش راحت تر از انجام دادن

اما پایان بالقوه دموکراسی ما یک موضوع فوری است. به یاد داشته باشید، دموکراسی‌های مدرن به خود رای نمی‌دهند و دورۀ میان‌دوره‌ای نزدیک است. اگرچه نویسندگان این کتاب‌ها دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به وضعیت سیاسی کنونی ما دارند، اما احتمالاً در این مورد توافق دارند: اگر در یک دموکراسی دو حزبی یک حزب دارید که نتایج انتخابات را نمی‌پذیرد، واقعاً دیگر دموکراسی ندارید. سوال دیگر این نیست: آیا این اتفاق می تواند اینجا بیفتد؟ (پاسخ به آن بله است.) اکنون سؤال این است: آیا این اتفاق در اینجا خواهد افتاد؟


ریچارد استنگل از سال 2013 تا 2016 معاون وزیر امور خارجه در امور دیپلماسی عمومی و امور عمومی بود و نویسنده چندین کتاب از جمله «جنگ های اطلاعاتی: چگونه نبرد جهانی علیه اطلاعات نادرست را از دست دادیم و چه کاری می توانیم انجام دهیم» است. آی تی.”


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم